(¯´v´¯)--» دهکده ی به نام عشق «--(¯´v´¯)
اول به نام عشق و خداي عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ
برای زنده ماندن به تپش قلب نیاز دارم،برای داشتن تپش قلب ،به یک قلب نیاز دارم برای داشتن قلب به شادی نیاز دارم برای داشتن شادی به دوستی نیاز دارم و برای دوستی، همیشه به تو نیاز دارم ***************************** دوستی ابزار بازی نیست.واژه ای برای بیان کردن نیست.در یک ماه آغاز نمی شود و در یک ماه تمام نمی شود.دوستی، فردا،دیروز ،امروز و همیشه است. وقتي مي گويم دوستت دارم شايد تصور كني تنها چند واژه ي ساده را در كنار هم گذاشته ام زندگي واسه ما آدما مثل دفتر ??? برگه اولش خوش خط مينويسي و دوست داري به اخرش برسي وسطاش خسته ميشي بد خط مينويسي و هي برگه حروم ميکني اما اخرش که رسيد جا کم مياري حسرت ميخوري که چرا برگه هاشو حروم کردي خواستم خودمو گول بزنم همه ي خاطراتم فراموش ؛ گفت : يادمه!!!!!! كاش چون پاييز بودم... كاش چون پاييز خاموش و ملال انگيز بودم برگهاي آرزوهايم يك به يك زرد ميشد آفتاب ديدگانم سرد ميشد آسمان سينه ام پردرد ميشد ناگهان طوفان اندوهي به جانم چنگ ميزد اشكهايم همچو باران دامنم را رنگ ميزد (( زائري باراني ام ، آقا به دادم مي رسي؟ بي پناهم خسته ام، تنها، به دادم مي رسي؟ گر چه آهو نيستم اما پر از دلتنگي ام ضامن چشمان آهوها، به دادم مي رسي؟ از کبوترها که مي پرسم نشانم مي دهند گنبد و گلدسته هايت را، به دادم مي رسي؟ ماهي افتاده بر خاکم لبالب تشنگي پهنه آبي ترين دريا، به دادم مي رسي؟ ماه نوراني شب هاي سياه عمر من ماه من ، اي ماه من، آيا به دادم مي رسي؟ من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام هشتمين دردانه زهرا، به دادم مي رسي؟ ديونه شدم از دستت. چرا جواب نميدي. الان داشتم يه وبلاگي رو ميخوندم كه يه داستان خيلي جالبي توش بود.......... جمله هاش منو ياد خودم ميانداخت و احساسم.... راسته كه ميگن دل به دل راه داره؟؟؟؟ اميدوارم امروز به خوبي تموم بشه و ببينمت هیچ کس ویرانی ام را حس نکرد وسعت تنهایی ام را حس نکــرد گریه ی پنهانی ام را حس نکـرد درد بی کس ماندنم را حس نکرد لحظه ی پایانی ام را حس نکـرد يـادتـه يـه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني بـرو زيـر بـارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم اگــه بــارون نبود چـي ؟ گفتي : اگـه چشماي قشنگ تـو بـبـاره آسمون گريش مي گيره ... گفتم : يه خواهش دارم. وقتي آسمون چشمام خواست ببــاره تنهام نـزار. گفتي بــه چشم ... حالا امروز من دارم گـريـه مي کنـم اما آسمون نمي بـاره ... تــو هم اون دور دورا ايستادي و بهم نگاه میکنی ... کـــــــاش !!............ کاش مـی دانستیم زندگی کوتاست ... خيلــــــــــــی کوتاه !.... کاش از ثانیه ها و لحظه های زندگی لذت می بردیم ٬ کاش قلبــی رو برای شکستن انتخاب نمی کردیم کاش همه را دوست داشتیم ... کاش معنی صداقت را ما هم می فهمیدیم !!.... کاش هیچ کودک فقیری دیگر خواب نان تازه وداغ را نمی دید کاش دلهایمان دریایی می شد !! کاش مـی فهمیدیم زندگی زیباست ولذت مـی بردیمش تا نهایت... کاش مـی دانستیم که ما نمـی دانیم فردا برایمان چه اتفاقی می افتد کاش بهانه ای برای ناراحت کردن دلهای زخم خورده نبود ... يک برگ ديگر از تقويم عمرم را پاره مي کنم من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من , من خودم هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد واژه ي غريبي است ... واژه اي است که روزها يا شايدم ماه هاست که با آن خو گرفته ام . که چه سخت است انتظار . هرصبح طلوعي ديگر است بر انتظار فرداهاي من! خواهم ماند تنها در انتظار تو . چرا نوشتم در برگ تنهاييم براي تو ، نمي دانم خواب ديـدم كه شبــی رهگــذری می آيد![]()
و جمله اي را بيان كرده ام
اما...
اين تنها يك جمله نيست !
دنياي لبريز از رويا هاي سبز و سرخ !
همين جمله كوتاه !
آري همين چند واژه خود كتابيست سر شار از معنا !
دوستت دارم يعني بي حضور تو زندگي برايم بي معناست
بي تو دنياي من به سردي مي گرايد و چشمانم بي فروغ ميگردد !
دوستت دارم يعني قلب من منزلگاه توست
و وجودم سرزميني كه تخت پادشاهي را تنها لايق تو مي دانم 
![]()
![]()
![]()
رو انداختم يه گوشه اي و گفتم :
يه چيزي ته قلبم خنديد و
![]()
زندگی دفتری از خاطر هست. یک نفر در شب کم، یک نفر در دل خاک، یک نفر همدم خوشبختی هاست، یک نفر همسفر سختی هاست، چشم تا باز کنیم عمرمان میگزرد ما همه همسفریم
روی هر سینه سری گریه کند وقت وداع/ سرمن وقت وداع گوشه دیوار گریست
اونی که یار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمی داد دل به هر کس نمی داد، دل می گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهمیدم که دروغ وهوسه، غصه خوردن نداره ،گریه کردن نداره، به یه قلب بی وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چی شد، قلب اون مال کی شد اون که از من پر گرفت چی می خواستیم وچی شد، اونی که مال تو بود اگه لایق تو بود تورو تنها نمی ذاشت، با خودت جا نمی ذاشت... اونی که یار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمی داد دل به هر کس نمی داد![]()

![]()
میلاد منور علی ابن موسی الرضا(ع) مبارک
))
![]()
عاشقان عیدتان مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عاشقان عیدتان مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
در میــان خـنــده هـای تـــلـخ مـن
در هجوم لحظه هــای بـی کــسی
آن که بــا آواز من مانــوس بــود
![]()

کاش...............![]()

امروز هم گذشت
با مرور خاطرات ديروز
با غم نبودنت...و سکوتی سنگين
و من شتابان در پی زمان بی هدف
فقط ميروم...فقط ميدوم
ياسها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما
گرمی مهر تو را ميخواهند
غنچه های باغ هم ديگر بهانه ميگيرند
ميان کوچه های تاريک غربت و تنهایی
صدای قدمهايت را می شنوم اما تو نیستی
فقط صدايی مبهم
قول داده بودی برايم سيب بیاوری
سيب سرخ خورشيد
سيب سرخ اميد
يادت هست؟؟؟
و رفتی و خورشيد را هم بردی
و من در اين کوچه های تنگ و تاريک
سرگردانم و منتظر
برگی از زندگی ام را ورق ميزنم
امروز به پايان دفترم نزديکم![]()

![]()

![]()
شب دلتنــگ مــرا ســـر زده می آرايد
می رسد تا كه پس از اين همه دلتنگی ها
گــره از بغــض غــزل های تـــرم بگشايد
اين همه شور كه در ذهن غزلهای من است
بـوی ياسی ست كـه از هـــرم تنــش می آيد
غـــزلـم نــذر نگــاهـت مـــددی كـن
چنــديست مــرگ دارد تـن خــود را به تنــم مــی سايـد
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |


